X
تبلیغات
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
معماری برتر - خانه های سنتی شهر اصفهان

LOGO

معماری
 
  • دوشنبه هفتم اسفند 1391 - 21:46
  • دسته بندی :
  • نویسنده: احمد رضا یزدانی
خانه های سنتی شهر اصفهان
استان اصفهان با مساحت 291/107044كيلومتر مربع بين 30 درجه و 4 دقيقه تا 34درجه و 27 دقيقه شمالي و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و 31 دقيقه طول شرقي از نصف‌النهار گرينويچ قرار گرفته است.
اين استان كه در مركز ايران واقع شده از شمال به استانهاي مركزي، قم و سمنان و از جنوب به استان فارس و كهگيلويه و بويراحمد، از شرق به استان خراسان و يزد و از غرب به استانهاي لرستان و چهارمحال بختياري محدود است

خانه های سنتی شهر اصفهان استان اصفهان با مساحت 291/107044كيلومتر مربع بين 30 درجه و 4 دقيقه تا 34درجه و 27 دقيقه شمالي و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و 31 دقيقه طول شرقي از نصف‌النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان كه در مركز ايران واقع شده از شمال به استانهاي مركزي، قم و سمنان و از جنوب به استان فارس و كهگيلويه و بويراحمد، از شرق به استان خراسان و يزد و از غرب به استانهاي لرستان و چهارمحال بختياري محدود است. بخش وسيعي از استان اصفهان را اقليم خشك دربرگرفته است و اين امر بيش از همه معلول كم بودن باران ساليانه در بسياري از مناطق استان و بالا بودن نرمال ساليانه دما در گستره‌هاي وسيعي از استان اصفهان مي‌باشد. با توجه به وجود ناهمواري‌هاي استان كه در بخش‌هاي غربي و جنوب غربي توزيع شده است، مسلماً اين نواحي داراي دماي كمتر بوده در حالي كه نواحي پست شرقي و شمال شرقي استان داراي درجه حرارت بالاتري مي‌باشد. عوامل اصلي در شكل‌گيري اقليم‌هاي استان اصفهان را مي‌توان مانند بسياري از مناطق ديگر در تغييرات ارتفاع، منابع رطوبتي، عرض جغرافيايي و تأثير توده‌هاي هوا و سيستم‌هاي هواشناسي جستجو نمود كه عوامل فرعي نظير پوشش گياهي، كشاورزي و صنعت در كنار آنها به نوبه خود داراي تأثيراتي بر اقليم استان مي‌باشد. در اين استان مقدار بارش از غرب به شرق و جنوب به شمال كاهش مي‌يابد به طوري كه در مناطق مرتفعي مثل ارتفاعات كوهرنگ (در مجاورت استان) به بيش از 1000 ميلي متر و حتي 1300 ميلي متر هم مي‌رسد. بارندگي اين مناطق كوهستاني اغلب زمستاني و بهاره است زيرا بادهاي غربي و سيكلون‌هاي مديترانه‌اي كه عامل اساسي بارش هستند در اين فصول حاكميت دارند. با استفاده از روش‌هاي متداول جهاني تعيين اقليم استان اصفهان به 3 ناحيه عمده تقسيم مي‌شود: 1. ناحيه آب و هواي مديترانه‌اي با زمستان‌هاي سرد (نواحي كوهستاني در غرب و جنوب غربي) شامل شهرستان‌هاي گلپايگان، خوانسار، فريدن، فريدونشهر و سميرم با ميانگين بارندگي سالانه بين 300 الي 600 ميلي متر و ميانگين درجه حرارت سالانه 8 تا 10 درجه سانتي گراد.2. ناحيه آب و هواي نيمه خشك با زمستان‌هاي نسبتاً سرد (نواحي جلگه‌اي در مركز و كويري در شمال) شامل شهرستان‌هاي اصفهان، نجف‌آباد، خميني‌شهر، لنجان، مباركه، فلاورجان و شهرضا با ميانگين بارندگي سالانه بين 110 الي 160 ميلي متر و ميانگين درجه حرارت سالانه بين 10 الي 16 درجه سانتي گراد. 3. ناحيه آب و هواي نيمه خشك با تابستان‌هاي گرم (نواحي كويري در شمال شرقي و شرق) شامل شهرستان‌هاي آران و بيدگل، كاشان، نايين، اردستان، قسمتي از شهرستان برخوار و ميمه با ميانگين بارندگي سالانه بين 75 الي 110 ميلي متر و ميانگين درجه حرارت سالانه بين 16 الي 20 درجه سانتي گراد اين مقدار بارندگي كمتر از نصف ميانگين بارندگي كشور و يك ششم ميانگين جهاني آن است.  طبق آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران شهر اصفهان دارای جمعیت آن بالغ بر 011/206/1 نفر است که این آمار در آبان 1385 اعلام گردیده است. شایان ذکر است از این تعداد 226/27 نفر غیر مسلمان می‌باشند.مسكن به عنوان محل سكونت و آسايش، يكي از نيازهاي اوليه بشري و از نخستين مسائلي است كه انسانها هميشه به دنبال يافتن پاسخي مناسب و منطقي براي آن بوده اند. بنابراين هنگامي كه به معماري گذشته ايران مي پردازيم مسكن نيز جائي در بحث هايمان خواهد داشت. اما به دلائل مختلف از جمله عدم استحكام خانه ها در قديم و عدم توجه به حفظ و نگاهداري آن خانه ها در ادوار قبل از صفويان در اصفهان باقي نمانده اند. منزل و سازه های سنتی آن در ایران قدیم، دارای بار فرهنگی، هنری و ویژگی های منحصر به فرد روانشناختی است که معماری مدرن امروزی در بسیاری موارد از آن بی بهره مانده است. اصول حاکم بر ساخت خانه در اکثر موارد بر پایه افزایش صمیمیت و حفظ حرمت های شخصی اهالی بود و مواردی از قبیل شرایط اقلیمی، جغرافیایی، مذهبی و نیز راحتی افراد خانواده در همه ساخت و سازها در نظر مي آمد. علاوه بر آن، وجود فضای کافی برای ساخت و ساز در شهرها و روستاها یکی از مهمترین دلایل تلفیق معماری ، هنر و سنت با یکدیگر بود كه امروز به دليل فقدان فضای کافی و ماشینی شدن زندگی  درکمتر خانه ای ديده مي شود. اصول ساخت و ساز معماران قدیم در ساختن خانه سه اصل مهم را رعایت می کردند، یکی اقلیم، دیگری ویژگی های شهری هر منطقه (از جمله جریان هوا، عارضه های طبیعی مثل کوه و رودخانه و ...) و در نهایت استفاده از مصالح مقرون به صرفه و کم خرج. خانه هايي که در زمان صفویه یا قاجار ساخته می شدند، اکثرا دارای بار فرهنگی، هنری و معماری هستند تا اعضای خانواده بتوانند در فضایی صمیمی توام با زیبایی و خلوصی که نسبت به یکدیگر داشتند زندگی راحتی را در کنار هم سپری کنند. هر فردی که قصد داشت در زمان صفوی و قاجار خانه ای بسازد، در مشورت با استادکاران و بناها قطعه ای زمین مشخص می کرد و سپس مشغول ساخت آن می شد. اغلب خانه های شهر اصفهان دارای سه ضلع شمال، غرب و شرق بودند و در بیشتر موارد زیرزمین هم داشتند. موارد اصلی که برای ساخت یک خانه لحاظ می شد، شامل جهت یابی بود، مثل دانستن این نکته که بادهای مضر از کدام سو می وزند یا اینکه آفتاب بیشتر از کدام جهت می تابد. سپس براساس میزان خرج و دخل خانه و تعداد جمعیت ساکن در آن، معمار، زمین را جانمایی کرده و تعداد اتاق ها، متراژ حیاط و دیگر قسمت های خانه را تعیین می کرد. خانه های قدیمی که متعلق به قشر نسبتا مرفه بودند، دو بخش اندرونی و بیرونی داشتند که چنانچه جمعیت زیاد بود، برای قسمت خدمه نیز یک حیاط کوچک با تعدادی اتاق در نظرگرفته می شد. خدمه ها شامل نظافت چی، آشپز و درشکه چی بودند، بدین ترتیب که شوهر خانواده به عنوان راننده، خانم به عنوان آشپز و بچه های نیز به عنوان پادو در این خانه های قدیمی مشغول به کار بودند. افرادی هم که تجارت پیشه بودند حتی بخشی از خانه خود را به صورت انبار در می آوردند ودر برخی خانه های خاص نیز بخشی را به عنوان زندان مورد استفاده قرار می دادند. بر همین اساس اغلب خانه ها بسته به شرایط اهالی خانه و اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ساخته می شد. اصفهان شهري است كه خوشبختانه هنوز خانه هاي ارزشمند بسياري را در خود حفظ كرده است هر چند روز به روز از تعداد آنها كاسته مي شود. در ميان بناهاي معرفي شده بجز چند خانه مربوط به دوره صفوي ، مابقي متعلق به دوره قاجارند. بهمين جهت تحولات طراحي معماري دوران طولاني قاجار نيز در اين خانه ها قابل پيگيري است. برخی خانه ها دارای دو ورودی اصلی و فرعی بودند و بخشی نیز به درشکه خانه یا طویله اختصاص داشت.قسمت های مختلف خانه های قدیمی در اصفهان عبارتند از:   1-شاه نشین: در داخل اندرونی نیز، قسمتی که در شمال قرار می گرفت و آفتاب خور بود، بزرگتر و با اهمیت تر ساخته شده و شاه نشین محسوب می شد. شاه نشین اتاقی است با ارتفاع نسبتا بلند که معمولا ارتفاع آن دوبرابر دیگر اتاق های خانه بود، در قسمت بالای این ارتفاع، سقف نیم گنبدی قرار می گرفت و چون ارتفاع زیاد بود باعث خنک شدن اتاق می شد. شاه نشین ها با تزئینات خاصی نظیر نقاشی، شیر و شکر در زیر گنبد و در زمان قاجار با آیینه کاری همراه بود. گچ بری های نفیس به همراه تندبری ها در اطراف اجاق و نقاشی های شیشه ها نیز از جمله این تزئینات به شمار می رفت. یک ارسی (پنجره) بالا رو، با شیشه های رنگی همراه با الحاقات مربوط به آن نیز در اتاق شاه نشین وجود داشت که اغلب سه دری یا پنج دری بود. درست در مقابل شاه نشین یک حوض بزرگ ساخته می شد و چون آب ذاتا خنک است، باعث می شد هوای مطبوعی در اتاق جریان یابد؛ به این ترتیب که هوای داغ به سمت بالا و طاق نیم گنبدی می رفت و هوای سرد بین شاه نشین و حوض در جریان بود.  از سوی دیگر به دلیل آنکه شاه نشین آفتاب خور و مایل به حوض است، اشعه های آفتاب که به سطح آب برخورد می کرد، با زاویه ای شکسته شده و به ارسی برخورد می کرد و باعث می شد، صفحه ای با شیشه های رنگی منقوش روی سقف انعکاس یابد و همانند پروانه هایی در بالای سقف با حرکت آب به حرکت درآید. همچنین همزمان با تغییر جهت آفتاب، با برخورد نور به شیشه های ارسی، فرش رنگینی در کف زمین ایجاد می شد.   2-اندرونی: خانه های قدیمی عموما خانه هایی درون گرا محسوب می شوند به این دلیل که درون خانه بسیار اهمیت دارد و صاحبان خانه سعی می کردند با ایجاد یک باغچه به همراه حوض آب در حیاط، بهشت کوچکی را برای خود خلق کنند اما بیرون خانه اغلب از خشت و گل استفاده می شد.   3-گوشواره: اما از آنجا که اتاق های شاه نشین اکثرا نمی توانند به تنهایی ایجاد شوند، در دو طرف این اتاق ها، دو اتاق گوشواره با دو منظور ایجاد می کردند، یکی اینکه از رانش گنبد جلوگیری کنند و دیگر اینکه اگر تعداد میهمان ها در اتاق شاه نشین زیاد شد، برای پذیرایی بهتر، تیغه ها یا سردری ها را باز کنند تا اتاق به سالنی بزرگ تبدیل شود. ین اتاق بزرگ گوشواره، به صورت طاق و (تعویضه؟) است به این صورت که لنگه های طاق ها با صورت هلال، گنبد شاه نشین را مهار کنند. در داخل گوشواره ها نیز قسمت های پرتی یا مرده فضا را به صندوق خانه، دولاب یا انباری تبدیل می کردند. از سوی دیگر به دلیل آنکه اتاق ها بزرگ بود، برای اینکه مصالح زیادی به کار گرفته نشود و فشار به زیر زمین نیز وارد نیاید، جرزها را قطور می گرفتند و در داخل آنها تاقچه هایی پایین یا بالا (رفت) تعبیه می کردند که هم چشم نواز بود و هم مصالح را کم می کرد و هم فشارها را بر روی سردری ها انتقال میداد. دو ورودی نیز برای اتاق شاه نشین توسط پله درنظر گرفته می شد که معمولا پله ها دارای ارتفاع زیادی بودند تا نور زیرزمین از طریق این ارتفاع تامین شود. همچنین زیر ارسی ها سنگ های مشبک یا حفاظ های چوبی با نقوش هندسی و غیرهندسی تعبیه می شد یا زیر آنها را به صورت ساده و مربع کار می کردند تا نور و تهویه مناسب را برای زیر زمین فراهم آورد. قسمت های دیگر شاه نشین نیز سمت شرق و غرب بود که در آن اتاق هایی با سقف کوتاهتر در یک طبقه ساخته می شد. سقف این اتاق ها در زمان صفوی معمولا جناغی بود اما در زمان قاجار سقف ها تخت بودند که با تیرهای چوبی پوشش داده می شد. این بخش برای اموری که به تجارت یا کارهای اداری محسوب می شد، مورد استفاده قرار می گرفت. در داخل اغلب حیاط های زمان صفوی و قاجار معمولا رنگ سفید مشاهده نمی شود؛ زیرا در مناطقی که هوا گرم تر است نور مستقیم خورشید برای چشم ضرر دارد بنابراین از مصالحی استفاده می شد که رنگ آن نخودی یا کرم رنگ بود تا انعکاس نور را برطرف کند.   4-حوض خانه: اما بخشی از سردخانه که آفتاب نمی خورد در تابستان بهترین مکان برای استراحت کردن و نشستن بود، این بخش زیرزمین ندارد و دارای چاه آب است.  همچنین حوض خانه ای نیز در این بخش وجود داشت که در آن از چاه آب به سبک گاو رو استفاده می شد به این معنی که با استفاده از چرخ ها و لوله های سفالی که (تبنوشه؟؟) نامیده می شد، حوض خانه را با آب پر می کردند و با بازکردن دریچه حوض خانه، فشار آب باعث به جریان انداختن فواره در وسط حوض می شد.   5-زیرزمین و مطبخ: در سه طرف خانه های قدیمی زیرزمین ساخته می شد که هم به عنوان انباری مورد استفاده قرار می گرفت و هم در مواقعی از سال از این زیرزمین ها به عنوان محل زندگی و پذیرایی استفاده می شد. بخشی هم به عنوان مطبخ (آشپزخانه) وجود داشت و موقعیت آن به گونه ای بود که به دوقسمت اندرونی و بیرونی خانه نزدیک باشد. در برخی خانه ها نیز آشپزخانه روباز بود که حوضچه ای برای ارسی، چاه آب و بخش کوچکی نیز به عنوان اجاق در آن لحاظ می شد. مطبخ معمولا به دو انباری نگهداری و سرو غذا و همچنین انتقال آن به دیگر بخش های خانه اختصاص می یافت.   6-ورودی: معمولا خانه های بزرگ قدیمی دارای سه ورودی بودند که به سه بخش مختلف راه پیدا می کرد. قسمت بیرونی که مخصوص افراد غریبه بود؛ داخل اندرونی که کمترین فاصله را با اتاق های خانه داشت و ورودی دیگر که مربوط به قسمت اداری یا تجارت صاحب خانه بود. یکی از مهمترین وجوه اشتراک خانه های قدیم و جدید را می توان در تعبیه پارکینگ در خانه های امروز و اصطبل خانه یا درشکه خانه در قدیم دانست که هر دو با گذر بسیار نزدیک به قسمت های مختلف خانه ارتباط پیدا می کرد.     7-هشتی خانه: از دیگر قسمت های خانه های قدیمی می توان به هشتی خانه یا لابی اشاره کرد که بخش انتظار است. این هشتی خانه در اکثر خانه های کوچک نیز وجود داشتند که پشت در ورودی اصلی ساخته می شد و سپس توسط دالانی به دو قسمت راه پیدا می کرد. یکی به بخش خدمه و دیگر به بخش اندرونی خانه. هشتی خانه معمولا هشت ضلعی و اتاق نسبتا بزرگی است که دارای تزئینات مختصری هم هست؛ به خصوص در سقف که با نقوش هندسی هشت ضلعی توسط شیشه و گچ بری تزئین می شود و چشمه های نوری نیز در بالای سقف دارد که به آسمان راه پیدا می کند.   8-سردر خانه: سردر خانه ها در قدیم بخشی بوده که نشان دهنده دوران آرامش و شکوفایی محسوب می شود. همچنین بسته به تزئینات، سردرها نشاندهنده وضعیت اقتصادی مالک خانه بوده اند. سردرها معمولا دارای دو سکو هستند که می توانند از سنگ یا آجر ساخته شده باشند که در لبه های آجر از چوب و گل استفاده می شده است. درهای چوبی بزرگی نیز در قدیم ساخته می شدند که نیم هلالی بودند و بعضا از نقوش هندسی برای تزئینات آن استفاده می شده است. 9-هنر و تزئینات: هنر سنگ کاری مهمترین بخشی است که در خانه های قدیمی به ایستایی واستحکام خانه ها کمک می کند. در قسمتی از خانه نظیر پله های مشرف به حیاط، استادکاران با استفاده از هنر سنگ تراشی، سنگ نصب می کردند و برای اینکه جلوه زیبایی نیزداشته باشد، نقوش بسیار زیبایی را در آن ایجاد می کردند. همچنین پلکان، حوض خانه ها، هاون یا سنگ آبها نیز همگی از جنس سنگ بوده اند، کف خانه ها را نیز اکثرا با آجرهای مربع شکل که در کوره های سنتی پخته می شد آجر فرش میکردند. به این ترتیب که گل را در قالب هایی ریخته و سپس یکی دوبار قالب را به زمین تقه می زدند تا گل جا بیفتد و سپس آن را در کوره می گذاشتند. این گونه آجرها، خصوصیات و ویژگی های خاص خود را داشته که مهمترین آن، مقاومت آجر دربرابر ضربات باران بوده است و به همین دلیل از آن برای پشت بام یا کف حیاط از این آجر استفاده می کردند. آجرهایی که امروزه ساخته می شود، به دلیل ترکیبات، بسیار سست و البته سنگین وزن است و به محض اینکه پا می خورد، فرسایش در آن ایجاد می شود.  به همین دلیل اکنون کف حیاط ها را به جای آجر با موزائیک یا سنگ فرش می کنند که این روش نیز اشکالاتی دارد؛ از جمله آنکه رطوبت باغچه ها و نم لوله ها به سمت کف حیاط نمی آید و به سمت زیرزمین ها و جرزها می رود؛ یااینکه با یخ بستن موزائیک ها یا سنگ فرش ها در فصل زمستان، موزائیک لغزنده شده و خطر آفرین می شود. در خانه های امروزی، اتاق پذیرایی با قسمت شاه نشین مقایسه می شود که در قدیم با تزئینات گچ بری و نقاشی همراه بوده و باغچه های حیاط زینت بخش آن می شده اما امروزه در پذیرایی از انواع گل های مصنوعی استفاده می شود. به دلیل فقدان ارسی و چشم انداز بالا رو در اتاق های پذیرایی امروز، از تابلوهای نقاشی استفاده می شود.  بدلیل اینکه اجاقی در اتاق های پذیرایی وجود ندارد تا اطراف آن را سنگ بری کنند، از یک شومینه با سفال های نسوز و گازکشی شده به عنوان دکور استفاده می کنند؛ و مردم به جای آنکه داخل خانه راتزئین کنند، بیشتر به تزئین نمای بیرونی خانه با آجرهای رنگی می پردازند.   10-استقامت خانه در برابر باد و باران: در خانه های قدیمی از مصالحی مانند آجر، خشت و گل استفاده می کردند و با کاهگل، پشت بام ها را به صورت طاق و چشمه می ساختند اما امروزه از ایزولاسیون ها و قیرهای شیمیایی برای بام خانه استفاده می شود که پس از شش ماه خشک و شکننده می شود. این در حالی است که کاهگل پس از بارش باران، تا 5 ساعت آب را در خود نگه می داشت و سپس به عنوان یک عایق طبیعی، با تابش اشعه های خورشید این آب را دفع می کرد. خانه های کاهگلی قدیم نیاز به کولر و وسایل خنگ کننده نداشتند زیرا آفتاب شدید کاهگل را داغ میکرد اما کاهگل رسانای حرارت و صوت نیست و گرما یا سرما را به خانه راه نمی دهد، به این ترتیب خانه های قدیمی خنک می ماند، اما نمای بیرونی خانه های جدید از سنگ یا آجر هستند و هنگامی که داغ می شوند، حرارت را به خود گرفته و به تیرآهن یا سیمان منتقل می کنند به این ترتیب در طول روز با وجود روشن بودن انواع وسایل سرمایشی باز هم هوای خانه مطبوع نمی شود.  بیشتر ساختمان ها با معماری سنتی در شهر تاریخی اصفهان مكانی به نام ایوان دارند. وجود تزئینات و گچبری های بسیار زیبا در این قسمت نشان دهنده روح هنر پروری هنرمندان بزرگ اصفهانی است. بررسی كارشناسی نشان می دهد در بناهای كهن عمق ایوان با زاویه تابش خورشید در هنگام ظهر تنظیم شده است . هنگامی كه خورشید اوج می گیرد و بیشترین زاویه را به سطح افق پیدا می كند، ایوان مانع از ورود تابش های گرم و سوزان به درون ساختمان می شود و دمای داخلی اتاق ها را نیز كنترل می كند. سایبان های ایجاد شده بر روی پنجره ها چه از نوع سایبان های عمودی و چه افقی چنین كاركردی دارند، به گونه ای كه سایبان های افقی بالای پنجره هاهنگام نیمروز و سایبان های عمودی دو طرف پنجره ها هنگام صبح و عصر به خوبی این نقش را ایفا می كنند. میزان عقب نشینی پنجره ها به درون دیوار نیز در ارتباط مستقیم بااین نقش پذیری است . در فصل سرد به علت كاهش زاویه تابش خورشید ایوان هیچ مزاحمتی برای ورود تابش مستقیم به درون فضای اتاق ها ایجاد نمی كند و آفتابگیری بسیار مناسب آن فضای ایده آلی را برای استراحت نیمروزی فراهم می كند .  اماكن حكومتی یا همان كاخ های به جا مانده از دوران اسلامی اگر چه در ابتدا تلفیقی از هنر معماری اسلامی و غیر اسلامی بود، اما با گذشت زمان مسلمانان به عنوان بانیان این هنر به چنان پیشرفت و ترقی دست یافته و از خود ابتكار و خلاقیت نشان دادند كه غربی ها از معماری اسلامی بهره گرفته و در ساخت و سازهای خود از آن بهره مند شدند. هنر اسلامی و بویژه معماری با گذشت زمان بسیار پیشرفت كرده و افراد بویژه حكام و پادشاهان سعی می كردند از این هنر غافل نمانند و در ساخت اماكن مختلف از آن بهره مند شوند. نشان این هنر بر چهره ساختمان هایی چون مساجد، حمام، معابد و خانه های مسكونی استفاده می شد. با این حال تغییر مناسبات اجتماعی در كنار روند تغییرات جمعیتی، شدت گیری روند صنعتی شدن و نگاه ابزاری به مفهوم توسعه در دوره ای از تاریخ این سرزمین همه و همه در كنار هم باعث شد كه بناهای شهری ما با فاصله ای عجیب از روح معماری كشور به سمت یك نوع هرج و مرج سازه ای پیش بروند. هرج و مرجی كه با یك نگاه كلی به خیابان های شهری چون تهران می توان به ابعاد آن پی برد. هرج و مرجی كه شاید نتوان در موقعیت كنونی دیگر راهی برای برون رفت از آن پیدا كرد.       :خانه جمشیدی در سنبلستان اصفهان   خانه ی جمشیدی در محله ی تاریخی سنبلستان قرار دارد.سنبلستان قبل ازاسلام سنبلان نامیده می شد و از روستاهای مجموعه ی سپاهان بود . در دوران اسلامی با پیوند این مجموعه روستاها به هم و ایجاد شهر اصفهان محله ی سنبلان در شمال غربی قرار گرفت و زمانی که علاالدوله کاکویه ، از حکمرانان آل بویه شهر را محصور کرد محله ی سنبلان در داخل حصار قرار گرفت این خانه متشکل شده از از دو ستون بلند به ارتفاع 21متر در ایوان این خانه از چندین اتاق تو در تو است و دارای یک حوض دایره ای است که در نوع خود بسیار زیبا است این خانه دارای زیرزمینی بسیار بزرگ و دلواز است که درب آن در سمت چپ ورودی خانه قرار دارد این خانه دارای پنجره هایی زیبا به ارتفاع تقریبی 7متر است.در دوره ی سلجوقیان در محله ی سنبلان عمارتی به نام قصر جمیلان ساخته شد که در میان اهالی محله به قصر چلمون معروف شد. قصرجمیلان در میان باغ بزرگی بنا شده بود. تا کنون از خود بنا اثری شناسایی نشده ، ولی قسمت هایی از ساختمان ورودی باغ و دیوار چینهای آن قابل شناسایی است. بنای قصر جمیلان در دوران صفویه تخریب ، باغ آن تفکیک و عمارت جدیدی در داخل محوطه بنا شده ، از جمله مدرسه ی علمیه که بقایای آن اینک به دکان های تجاری و نظایر آن تبدیل شده است . خانه ی جمشیدی غربی ترین پلاک باغ است.   مشخصات خانه جمشیدی بر اساس مطالعات و بررسی های تاریخی ، خانه ی جمشیدی به دوره ی صفوی تعلق دارد . خانه به سبک خانه های ایوان دار  ساخته شده در این گونه خانه ها ایوان نسبتا ً بزرگی در قسمت میانی ساختمان احداث می شد، به طوریکه تالار اصلی در جبهه ی شمالی این ایوان و اتاق های کناری در طرفین شرق و غرب ایوان قرار می گرفتند این گونه فضا های جلو خان مانند ابتدا بدون سقف بودند ولی بعد ها به دلایل مختلفی چون جلوگیری از تابش آفتاب و نزولات آسمانی ، روی آن سقف ایجاد کردند. این نوع سبک معماری در خانه های قدیمی اصفهان و همچنین در خانه های صفوی محله ی جلفا رایج بود. شاید قدیمی ترین نوع آن را بتوان در مرحله ی دوم توسعه ی کاخ چهل ستون در جبهه ی شرقی کاخ شناسایی کرد. تالار اصلی خانه ی جمشیدی که بر محور شمالی خانه قرار داشت ابتدا دارای پوشش طاق و تویزه بود. در نقشه و پلان زیر چگونگی پوشش خانه و تقسیم بندی های متنوع آن مشخص شده است.در این تقسیم بندی ، پنج دهانه به طرف ایوان وجود دارد . دهانه ی مرکزی از بقیه ی دهانه ها بزرگتر و در طرفین آن دو دهانه ی نسبتا ً کوچک واقع بود و در دولبه ی انتهایی دو دهانه دیگر قرار دارد که اندازه دهانه آنها از دهانه ی میانی کوچکتر ولی از دهانه های کناری بزرگتر است.  همین تفسیم بندی ها  بر دیوار انتهای تالار به صورت دو ردیف طاقچه منعکس بوده که بعد ها تغییراتی در آنها بوجود آمد.نظم معماری اولیه در دیوار شرقی و غربی تالار نیز با وضعیت کنونی آن متفاوت است که نشانه های این تغییرات بر روی دیوار ها مشهود است. تغیرات ایجاد شده بر دیوار های تالار اصلی ناشی از وضعیت جدیدی بود که در کف آن بوجود آمد و کف تالار را کمی بالاتر برد. علت عمده بالا رفتن کف احداث زیرزمین در داخل ایوان بود . حفر زیرزمین در داخل ایوان و لزوم نورگیری زیر زمین از لبه ی خارجی ایوان باعث شد ضخامت آجری پوشش زیر زمین اندکی از کف قبلی بالاتر رود و برای همتراز سازی کف ایوان با کف تالار ، کف تالار بالاتر قرار گیرد .  طبیعتا ً درگاه های ورودی ، هم به طرف ایوان و هم به طرف اتاق های طرفین ، کوتاه و سرگیر شده اند از این رو نعل در گاه های قبلی بریده و درگاه های جدید با ارتفاع های بلند تر ایجاد شده اند .  به همین دلیل ، کف تالار با اتاق های طرفین هم تراز نیست . سقف جدید تالار همزمان با ایجادسقف ایوان طراحی و به صورت طاق تخت یا تیر پوش اجرا شده است. در طرفین ایواندر طبقه ی همکف دو راهرو وجود دارد که در نمای اصلی به صورت قرینه منعکس    می شود ، ولی در پلان کلی حالت قرینه کامل وجود ندارد . راهروی شرقی تا انتهای دیوار شمالی ساختمان ادامه دارد و در انتهای آن راه پله ی طبقه ی فوقانی ایجاد است. از این راهرو می توان  به تالار اصلی  و اتاق های جبهه ی شرقی وارد شد .راهروی جبهه ی غربی اندکی متفاوت است .  طول آن تا حد عمق ایوان بیشتر نفوذ نمی کند و پلکان طبقه ی فوقانی در همان نفطه ی انتهای راهرو ساخته شده است. علت این تفاوت در آن است که به علت پیش بینی بعضی از فضا های خدماتی ، اتاق های جبهه ی غربی به فضای تالار چسبیده اند و راهرو ، آن گونه که در جبهه ی شرقی تالار را از اتاق جدا می کند وجود ندارد.اتاق های جبهه ی شرقی در قسمت تحتانی و همچنین در بخش فوقانی کاملا ً هم ردیف ساخته شده اند  ولی در جبهه ی غربی این اتاق ها  اندکی جابه جای محور دارند.   در هر دو قسمت سقف اتاق های همکف پوشیده و تیر های باربر موازی با عرض اتاق اجرا شده و فاصله ی آنها به صورت تیغه های خشتی پوشیده شده است . اتاق های طبقه فوقانی ، که دقیقاً روی اتاق های زیری ساخته شده ، پوشش های طاق و تویزه دارند . لنگه طاق های باربر روز جرز هایی قرار دارند که تا طبقه پایین ادامه دارد و سنگینی بار پوشش ها را به پی منتقل می کند . طاقچه های اتاق ها در دو ردیف در حد فاصل جرز ها قرار گرفته اند. دهانه ی ورودی به راهرو های جانبی در طرفین ایوان ، در طبقه همکف ، و دو ایوانچه با نرده های چوبی در لبه و با تزئینات گچبری و قطار بندی در طبقه ی فوقانی قرار دارند. در حال حاضر نرده ای وجود ندارد ولی ارتفاع آن را می توان ازنشانه های باقیمانده از قبل تعیین کرد.ساختمان زیر زمین از الحاقات بعدی است و را پله در گوشه ی شمال غربی ایوان قرار دارد . در ساختمان های سنتی و خانه های قدیمی معمولا ً راه پله به طرف زیر زمین در محل های پیش بینی می شد که مزاحمتی بوجود نیاورد ، ولی در اینجا چون زیر زمین در مراحل بعد احداث شده ، امکان ساخت راه پله در محل های مناسب تر از کف ایوان وجود نداشته است. دیوار های زیر زمین آجری و ملات آن گچی است.سقف ، آجری با خیز کم ، به صورت خوانچه پوش است.آجر های سقف و اجرای آن چندان با ظرافت کار نشده اند ، به همین دلیل با اندود گچ و ایجان نقوش هندسی تزیین شده اند . در دیوارهای اطراف  زیر زمین طاقچه های ساخته اند تا نرمش بیشتری در ساختار آن بوجود آورد. نورگیری از طرف دیوار لبه ی حیاط تامین می شود و رد دیوار انتهای فرو رفتگی مختصری ایجاد شده تا قسمت مرکزی طاق را برای پوشش آجری منظم سازد.ساختار ایوان هماهنگی کاملی با معماری اطراف آن دارد . پوشش ایوان به صورت مسطح و تیر پوش اجرا شده وتابع منطق معماری سنتی است. در لبه ی ایوان دو ستون چوبی بار بر قرار دارد . در قسمت زیرین این ستون ها پایه های سنگسکه به شگل گلدان تراشیده شده ، بار ستون ها را تحمل و از فرسایش پایه ی ستون های چوبی جلو گیری می کند . مهمتر اینکه زیر ستون های سنگیاز ارتفاع ستون های چوبی   می کاهد و مانع تضعیف آن ها به دلیل ضریب لاغری می شود . اتصال ستون های چوبی به پای ه های سنگی به صورت کام و زبانه انجام گرفته است .در قسمت بالای سر ستون های چوبی در چهار ردیف آلت کوبی ساخته شده اند که علاوه بر نقش تزیینی به سطح تکیه گاه شاه تیر حمال سقف می افزاید. سطح خارجی ستون ها با ورق چوبی در قالب منشور هشت ضلعی در آمده اند . بر سطوح منشور نقاشی روی چوب یا آینه کاری انجام می گرفت ولی اکنون از این گونه تزئینات    نشانه ای باقی نیست . تیر حمال باربر طاق ایوان در چهار نقطه تکیه داده است : روی جرزهای خشتی  طرفین ایوان و سرستون های چوبی ذکر شده . تیر های چوبی پوششی به موازات یکدیگر عمود بر لبه ی ایوان ، از یک طرف بر سر   دیوار مابین ایوان و تالار و از طرف دیگر روی تیر حمال لبه ی ایوان قرار گرفته اند. سقف ایوان در بخش داخلی قاب بندی چوبی شده و در اطراف آن گلویی مدور گچی ایجاد شده است. نمای اصلی خانه ( بخش شمالی ) با رعایت قرینه سازی ، نظم وتناسبات شیوه ی صفوی را دارد . دهانه ی اصلی در وسط قرار گرفته است . دو دهانه ی ورودی باریک در طرفین  دهانه ی میانی  و در دو لبه ی ساختمان ،  نماهای اتاق های جانبی واقع شده است . ترکیب کلی نما بسیار موزون و عناصر آن بازتاب واقعی معماری خانه است . نمای اتاق ها در دو ردیف انعکاسی است از سه دری های تحتانی با جرز های عمودی و نعل در گاه های افقی . ورودی های طرفین ایوان پله ی سنگی و در طبقه ی هم کف پوشش مسطح دارد . در ردیف بالایی به صورت طاق باریکه اجرا شده است . قوس های ردیف فوقانی  نما با روش هفت و پنج خفته تقسیم شود . جنس نما سازی متغیر بوده است : ابتدا با روش شمشه گیری گچی و اندود سیم گلی رنگ ساخته شده ، ولی بعد ها با اندود گچ پوشیده و با روش کشته بری ، نقوش تزئینی بر آن ظاهر شده است . در بعضی عناصر عمودی آثار رنگ آمیزی روی گچ دیده می شود . روی این سطح تزئینی در دوره های    جدید تر اندود کاهگل و پوشش گچ اجرا شده است. لبه ی فوقانی نما در اصل نقاب محافظ  ( شیر سر )  چوبی داشته ولی امروزه با دو ردیف آجرلبه  چینی شده است . کف سازی فضا های معماری در خانه ی جمشیدی عمدتا ً از آجر مربع است ودر بعضی موارد کف اتاق های فوقانی با گچ پوشیده شده اند . در ها و چهارچوب ها عمدتا ً از چوب و دارای انواع طرح های گونا گون دو لنگه اند . از طرح های سبک صفوی در اتاق تحتانی گوشه ی شمال شرقی ، یک جفت باقی مانده است . بعضی از این درها آستانه ی چوبی دارند ، ولی در نمونه های جدید تر آستانه کاملا ً حذف شده است. از درهای ارسی اتاق های فوقانی طرفین نمای اصلی تنها اسکلت آن باقی مانده است. به طور کلی معماری جبه ی شمالی خانه ی جمشیدی دارای دو بخش کلی است : 1- قسمت میانی 2- فضاهای پیرامون قسمت میانی تغییرات و نوسازی و الحاقات در قسمت میانی بعد ها به وجود آمد در حالی که در بنا های اتاق های جانبی ، که در دو طبقه ساخته شده ، وضعیت اولیه حفظ شده است . تزئینات خانه ی جمشیدی : تزئینات خانه ی جمشیدی ، به دلیل پیروی کامل از اصول معماری ، اصیل و خالص است. در مجموع از بیهوده سازی تزئینی خودداری شده است. برخی از این عناصر عبارتند از : 1- کاربندی های مقرنس سازی این عناصر تزئینی در داخل طاق چه های طرفین ایوان در ردیف های تحتانی ، طاق ایوانچه های طرفین ایوان در ردیف فوقانی و همچنین در طاق نماهای راهرو های طرفین ایوان در نمای خارجی سمت حیاط دیده می شوند. تعدادی از طاقچه های فوقانی نیز با روش مقرنس سازی تزعین شده است . 2- دوال سازی با قطار گچی روی طاقچه های ردیف پایین معمولا ً یک ردیف کلاف چوبی در یک صفحه ی همتراز افقی در کل ساختمان ایجاد می کردند . این کلاف های چوبی علاوه بر انتقال بارهای عمودی به پایه ها از ترک خوردگی و شکست های عمودی روی جرزها نیز جلو گیری می کرد . روی این ردیف عناصر ایستایی ، حاشیه های تزئینی به نام دوال ساخته بودند که نقش هندسیآن به شکل قطار های گچی با ظرافت کامل باقی مانده است. 3- مقرنس سازی به صورت قطار بندی زیر سقف راهروی طرفین ایوان و ورودی راهرو به ایوان ، تزئینات سقف به صورت مقرنس کاری با حالت قطار بندی اجرا شده است . این نوع عناصر تزئینی معمولا ً با رنگ آمیزی به همراه بوده ،  ولی در مقرنسهای خانه جمشیدی اثری از تزئین رنگ باقی نمانده است . 4-فتیله سازی اطراف لبه ی طاقچه طاقچه های فوقانی عمر زیاد و تزئینات طاقچه های ردیف پایین را ندارد ، ولی در تزئین ، غالبا ً در لبه ی خارجی شان ، با روش فتیله سازی گچی مزین می شوند . در شروع  لبه  از کف طاقچه و روی ردیف دوال دو گلدان گچ بری در طرفین طاقچه ها ساخته شده ، رشته های تزئین از این گلدان ها خارج شده و در تیزه ی طاق به یکدیگر پیوسته اند . این روش همچنین در طاقچه بندی های طرفین ایوان نیز به کار رفته است . 5- بخاری سازی بخاری یا آتش دان از عناصر لازم در خانه های مسکونی بوده اند . این آتش دان ها در نمای داخل اتاق ها با روش های مختلف تزئین می شدند . نمای آتش دان ها سبک صفوی از گچ بود. از الگوی صفوی در خانه ی جمشیدی یک نمونه باقی مانده و بقیه ی بخاری ها مربوط به تغییرات و نوسازی های بعدی است.    از ویژگی های خانه های سنتی شهر اصفهان مساحت زياد آن است.سبک معماری دو قسمت اندروني وبیرونی بوده است.اين خانه ها از قسمت هاي ذيل تشكيل مي شده اند: 1. سكو 2- سردر ورودي 3- در ورودي 4- هشتي 5- دالان 6- ايوان ها 7- حياط و اتاقهاي اطراف آن 8- حوض 9. آشپزخانه 10.سرويس ها   سكو: محلي در دو سوي در ورودي ، براي استراحت در هنگام انتظار، براي ورود يا گفت و گو با همسايه ها سر در ورودي :‌ هلال تزئيني روي در و تنها قسمت خارج از خانه كه اغلب كاشي كاري دارد و معمولاّ طوري ساخته مي شد كه در زمستانها مانع از ريزش برف و باران بود و در تابستانها نيز مانعي براي تابش مستقيم آفتاب به شمار مي رفت. در بالاي سردر آياتي از قرآن كريم يا عبارات مذهبي نوشته مي شد تا هنگام ورود و خروج از زير آيات قرآني يا روايات و عبارات ديني عبور كنند. در ورودي : در بيشتر خانه هاي سنتي ، درهاي ورودي دو لنگه و چوبي هستند و هر لنگه كوبه اي نيز دارد . زن ها حلقه اي كه صداي زيري داشت ، به صدا در مي آوردند و مردها كوبه ي چكشي شكل را كه صداي بمي داشت . هشتي : بلافاصله پس از ورودي به فضاي هشتي مي رسيم. اغلب به شكل هشت ضلعي يا نيمه هشت ضلعي و يا بيشتر مواقع چهار گوش است. هشتي داراي سقفي كوتاه و يك منفذ كوچك نور در سقف گنبدي شكل ان است و عموماّ سكوهائي براي نشستن در آن طراحي شده است. هشتي براي انشعاب قسمت هاي مختلف خانه و گاه براي دسترسي به چند خانه ساخته مي شد. در خانه هاي بزرگ ، اندروني و اقامتگاه هاي خدمتكاران نيز به هشتي راه داشتند و اغلب براي جدا سازي آقايان و خانم ها دو قسمتي ساخته مي شد. دالان (راهرو :( د الان راهروي باريكي بود كه با پيچ و خم وارد شونده را از هشتي به حياط خانه هدايت مي كرد. پيچ و خم دالان براي رعايت حريم خصوصي خانه بود تا عابر نتواند سريعاً فعاليت هاي جاري در حياط را متوجه شود.. حياط : حياط در خانه هاي قديمي مركز و قلب ساختمان بود. ، حياط مركزي همراه با ايوان در هر سمت ، ويژگي بود كه از گذشته هاي دور در معماري ايراني حضور داشت ؛ البته اين امكان وجود داشت كه حياط از نظر هندسي مركز خانه نباشد اما از نظر زندگي و انجام فعاليت ها و ايجاد ارتباط بين قسمت هاي مختلف خانه، تعبيه ديد و ساير مسائل مركز خانه محسوب مي شد. حياط محلي براي برگزاري مراسم مختلف نظير مراسم مذهبي ، عروسي و تجمع اقوام بود. معمولاً چهار گوش بود. ابعاد حيات را تعداد و عملكرد فضاهاي اطراف ان تعيين مي كنند. هر حياط معمولاً يك حوض و چند باغچه دارد كه بسته به شرايط مختلف محلي نظير آب و هوا و عوامل فرهنگي اشكال متفاوتي مي يابد. سازمان دهي فضاهاي محصور حياط به گونه اي بود كه با تغييرات فصلي و كاركردها ي مختلف اتاق هاي مجاور متناسب باشد. حوض و باغچه : در حياط سازي خانه هاي قديمي حوض و باغچه معتبرترين عناصر حياط سازي به شمار مي رفت. تالار: اين عنصر عموماً فضائي بود با تزئينات بسيار زيبا و پركار كه در كنار اتاق هاي ساده زندگي در خانه هاي سنتي كاملاً مشهود بود. تالار با گچبري، آئينه كاري، نقاشي روي گچ، مقرنس و با نقاشي روي چوب تزئين مي شدند. جبهه رو به حياط تالار با ارسي هاي 5 دري يا 7 دري به حياط خانه مربوط مي شدند. تالار براي پذيرايي از مهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار مي گرفت. نشيمن: نشيمن،‌ اتاق هائي بود كه از تالار اهميت كمتري داشتند و از اتاق هاي ساده مهمتر بودند نشيمن، محل تجمع افراد خانواده ومهمانهاي بسيار نزديك به حساب مي آمد اين عناصر از نظر تزئينات بسيار ساده بودند. آشپزخانه: معمولاً مربع يا مستطيل است . نزديك آب انبار و چاه آب قرار دارد. در درون آشپزخانه ، محلي براي پخت و پز ، ذخيره ي چوب و تنور پخت نان و در درون ديوار آن تاقچه اي براي قرار دادن ابزار آشپزي و غذل تعبيه شده است. آبريزگاه (توالت) و حمام: در سطح پايين تري قرار مي گرفتند: نخست به دليل سهولت در استفاده از آب و زهكشي آن ؛ دوم گرماي آن.. حمام به دو بخش تقسيم مي شد: يكي براي تعويض لباس (سر بينه) و ديگري براي شست وشو (گرم خانه) جهت خانه ها :‌ جهت خانه تابع زاويه ي نور خورشيد و قبله است . هر وجه خانه براي فصل خاصي از سال مناسب بود و عناصري مانند تالار ، بادگير، پنج در ع سه دري و ارسي در شمار راه حل ها بودند. در اكثر قريب به اتفاق خانه هاي سنتي، محور اصلي بنا، محور شمالي جنوبي بودند و بهترين موقعيت را براي گرفتن نور خورشيد داشتند تا در روزهاي گرم تابستان از سايه و در زمستان از گرماي خورشيد برخوردار باشد ؛ فضاهاي اصلي زندگي نيز در دو سمت شمالي و جنوب ساخته مي شدند و فضاهائي كه اهميت كمتري داشتند،‌ به خصوص فضاهاي خدماتي در دو سمت شرق و غرب ساخته مي شدند.   انگورستان ملک   آدرس : خيابان شريف واقفي - خيابان ملك محله شيخ يوسف   در زمان سلطنت نادرشاه افشار باغ انگوري كه متعلق به مردم اصفهان بود به عنوان ماليات از آنها گرفته شد و به تصرف دولت درآمد. در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به تصرف مسئول امورمالي حكومت اصفهان درآمد و بعدها فرزند اين شخص به نام حاج محمدابراهيم خان كه لقب ملك التجار داشت بناي انگورستان را احداث كرد و به برگزاري مراسم عزاداري و تعزيه اختصاص داد. معمار سازنده اين بنام استاد حسين چي است و تاريخ وقف نامه آن سال 1341 هجري قمري است. در طول زمان قسمت هاي مختلفي از اين انگورستان تخريب شد و بخش هائي از آن در سال 1333 هجري شمسي در تعريض خيابان ملك از بين رفت.   آنچه از اين بنا باقي مانده است يك حياط وسيع است كه در شمال واقع شد و يك سفره خانه كه مساحت تقريبي آن با حياط يكي است. اين سفره خانه تمامي جبهه حياط را در بر مي گيرد. فضاي سفره خانه بوسيله يك ارسي هفت دهنه به حياط جنوبي باز مي شود. بعدها حياط خانه نيز مسقف شده بطوري كه از ارسي هاي سفره خانه و حياط سرپوشيده و پشت بام و فضاهاي سه جبهه ساختمان براي تعزيه استفاده مي شده است. در سقف حياط يك نورگير زيباي 8 ضلعي به همراه پنجره هاي سراسري بالاي ديوار حياط روشنائي فضاي تعزيه را تامين مي كند. تالار پنج دري زيبائي كه در جبهه شمالي حياط سرپوشيده قرار دارد محل دفن مرحوم ملك التجار و همسر اوست كه بنا به وصيت وي در اين محل به خاك سپرده شده اند.   مجموعه فضاهاي حياط سرپوشيده، سفره خانه، اتاق مقبره و ديگر اتاقهاي اطراف حياط داراي تزئينات فراوان گچبري، آينه كاري و كاشيكاري هستند. ستون هائي كه در وسط فضاي سفره خانه و حياط هستند داراي روكش هاي چوبي مي باشند اما پايه و سرستونها داراي تزئينات مي باشند. در زير فضاي سفره خانه زيرزميني وجود دارد كه نورگيرهاي مشبك نور آن را از حياط جنوبي تامين مي كنند. در گوشه جنوب شرقي بنا حمامي واقع شده است كه سقف گنبدي بسيار زيبائي دارد و سكوهائي در اطراف آن تعبيه شده اند. ازاره جبهه شمالي و شرقي اين خانه داراي نقوش حجاري هستند.در این ملک حوض بسیار زیبایی وجود دارد . انگورستان ملك از بناهاي بسيار زيباي دوران قاجاريه است كه در حال حاضر در اختيار سازمان اوقاف مي باشد و به برگزاري مسابقات قرائت قرآن و تعزيه و عزاداري اختصاص دارد. تزئينات اين بنا بيانگر هنر گچبري و آينه كاري و كاشيكاري هنرمندان خلاق و مبتكر اصفهاني مي باشد. خانه حقیقی آدرس : چهارباغ پائين كوچه 11 پيچ يكي از محلات قديمي اصفهان محله پشت بارو است. اين محله كه تا قبل از تغيير پايتخت در زمان صفويان از محلات آباد بود، در آن روزگار داراي خانه هاي باشكوه و مجلل بسيار بود كه متاسفانه بسياري از آنها از بين رفته اند. يكي از اين خانه ها خانه اخوان حقيقي است كه از بناهاي بسيار جالب دوران زنديه است.  تعميرات و مرمت اين خانه در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب انجام شده و قسمتي از آن نيز در سالهاي اخير مرمت و بازسازي شده است. معماري خانه حقيقي تماماً داراي نشانه هاي صفوي است و كمتر عنصر قاجار در آن ديده مي شود. ارتباط اين خانه با گذر مجاور با هشتي نسبتاً وسيعي صورت مي گرفته است ورود به خانه نيز به يك چرخش 90 درجه صورت مي گيرد. پس از ورود به حياط،‌ فضاي نسبتاً‌ بزرگي شامل حوض- كف حياط كه آجر فرش شده و باغچه نمايان مي شود. در قسمت شمال اتاق شاه نشين با پنجره ارسي بسيار زيبايي قرار دارد كه ديوارهاي آن با تزئينات مقرنس كاري و نقاشي رسمي بندي تزئين شده اند. اتاقهاي طرفين قرينه يكديگرند و فقط اتاق شمال شرقي تزئينات طلاكاري و گل و بوته اي بسيار نفيس دارد. همين تزئينات ارتباط خانه به دوران زنديه را تاييد مي كند. در جبهه شرقي ساختمان سالن ديگري واقع شده كه در آن روزگار به ساكنان خانه اختصاص داشته و ارتباطي با ميهمانان نداشته است. در جبهه غربي، اتاقها و راهروهاي طرفين آن قرار گرفته است. خانه حقيقي همچون ساير خانه هاي ايراني داراي خلوت يا بيروني بوده كه در سمت شرق ساختمان واقع شده است. خانه اخوان حقيقي تا قبل از انقلاب در مالكيت خصوصي افراد بود كه در ابتداي دهه 1350 توسط دولت وقت خريداري و در اختيار وزارت فرهنگ و هنر وقت قرار گرفت. در جنگ تحميلي نيز آسيب هائي به خانه وارد شد كه توسط استادكاران و معماران سنتي به همان شيوه اصلي بازسازي گرديد. بطوريكه پنجره هاي ارسي اين خانه از نفايس هنر مشبك به شمار مي رود.‌ خانه اخوان حقيقي با تزئينات بسيار زيبا و مقرنس كاريهاي نفيس سبك صفوي و قطاربندي و پرده سازي هاي رنگي در قسمت ازاره هاي ديوارها در عداد آثار بسيار جالب و ديدني شهر اصفهان است كه در حال حاضر در اختيار دانشگاه هنر مي باشد. آنچه اين خانه زيبا و جالب را در شمار جاذبه هاي نفيس اصفهان قرار مي دهد،‌ شباهت تزئينات طلاكاري و گل و بوته اي آن با تزئينات ارگ كريم خاني در شيراز است. اين شباهت به حدي است كه با قاطعيت مي توان اين اثر را مربوط به دوران زنديه دانست. حاج رسولیها آدرس: خيابان چهارباغ پايين، كوچه درب كوشك، كوچه حاجيان تاريخ بناي اين خانه به احتمال زياد اواخر دوران زنديه مي باشد. باني اين ساختمان شخصي به نام حاج رسوليها از تجار معتبر و خوشنام اصفهان بوده است. در چهار جبهه حياط مستطيل شكل خانه فضاهاي آن واقع شده اند. در ميانه اين 4 جبهه، 4 تالار زيبا قرار گرفته اند كه پوشيده از تزئينات مقرنس، قطاربندي، گچبري، طلاكاري و نقاشي روي گچ هستند، متاسفانه قسمت هاي مختلف خانه و تزئينات آن آسيب زيادي ديده اند. تالاري كه در جبهه شمالي بنا واقع شده است از بقيه تالارها وسيعتر است. بخش اندروني خانه از ساختمان جدا شده و به صورت خانه مستقلي درآمده است. جبهه جنوبي خانه شامل تالار و دو اتاق سه دري در طرفين آن است كه فضاهاي آن توسط دو كفش كن از يكديگر جدا مي شوند. طبقه دوم شامل اتاقهاي سه دري و دو اتاق ديگر است. تالارهائي كه در دو جبهه شرقي و غربي بنا واقع شده اند با ارتفاعي معادل 2 طبقه داراي ارسي هاي مرتفع و وسيعي هستند كه به سوي حياط باز مي شوند. ارسي غربي كاملاً تخريب شده است. در گوشه جنوب غربي، ورودي خانه واقع شده و شامل سر در و هشتي است. در طبقه بالاي هشتي اتاق زيبائي قرار دارد كه با اتاق گوشواره جبهه جنوبي خانه مرتبط است. تزئينات فراوان گچبري رنگي نماهاي حياط به مرور زمان به صورت قطعاتي از ديوار جدا شده اند. اين قطعات در عمليات مرمتي سال 1357 و 1364 شمسي تثبيت شده اند و از ريزش آنها جلوگيري بعمل آمده است. نماهاي خانه پنجره هاي متعدد مشبك به شيشه هاي رنگي و گره چيني چوبي دارند كه بيشتر آنها آسيب ديده اند و حوض مستطيلي كه در وسط حياط واقع شده زيبائي مخصوص به عمارت مي داده است. با آن كه گذشت زمان و بي توجهي مالكين آسيب هاي فراواني به بنا آورده است هنوز هم اين خانه قديمي يكي از نمونه هاي زيباي معماري اواخر زنديه به شمار مي رود. یداللهی آدرس : ميدان شهداء ابتداي چهارباغ پائين اين خانه قديمي به نام مالكين قبلي آن به خانه يداللهي معروف است. اين خانه كه از آثار زمان قاجار مي باشد شامل قسمت هاي زير است: الف - ورودي خانه كه در جبهه غربي قرار گرفته و بوسيله دو لنگه در چوبي به حياط ارتباط دارد. در اين جبهه يك اتاق كوچك با سقف طاق چشمه اي به چشم مي خورد و هيچگونه تزئيناتي ندارد اين اتاق به وسيله راهروئي به اتاق ديگر مربوط مي شود كه كاملاً با اتاق اولي قرينه است. در منتهي اليه اين جبهه دالان طويلي است كه با درب ورودي به هشتي و كوچه اصلي راه دارد. ب- در جبهه جنوبي خانه يك اتاق و 2 ايوان قرينه وجود دارند. اين دو ايوان داراي قطاربندي زيبا و بدون تزئينات رنگ آميزي است. اتاق جبهه جنوبي با شيشه هائي رنگي و آلت و لغت تزئين يافته است. داخل اين اتاق كه داراي سقف طاق و تويزه است طاقچه هايي به چشم مي خورند كه حدفاصل اين طاقچه‌ها و طاقچه بلندها با دو رديف مقرنس كاري بسيار زيبا تزئين شده اند. تزئينات موجود در اين اتاق بصورت گچي است كه با رنگ آميزي لعابي زينت داده شده است. ج- جبهه شرقي خانه به صورت جرز و دهنه است كه قسمتي از سرويس ساختمان در آن قرار دارد. د- در جبهه شمالي حياط درب ارسي مستطيلي زيبائي به چشم مي خورد كه به 5 بالا رو با آلت كاري و شيشه هاي رنگي تزئين يافته است. در اطراف ورودي اين اتاق گوشواره هائي است كه از سطح حياط بالاتر هستند. علاوه بر آن ايوانك هائي با پنجره هاي مستطيل شكل و آلت كاري و شيشه رنگي و شفاف تزئين شده اند قطاربندي زير اين ايوانكها بسيار زيبا و جالب هستند دور تا دور حياط بوسيله سنگ هاي دست تراش پوشانده شده كه از كف حياط بالاتر هستند. هـ- اتاق تالار كه ذكر آن گذشت با آئينه كاري و گچبري و نقاشي هاي گل و بوته اي و آيينه كاري تزئين شده اند. اين تزئينات نمونه بسيار جالبي از هنر دوران قاجاريه مي باشند. يك شاه نشين و دو كفش كن و دو بادگير كه براي تهويه تعبيه شده اند كاملاً با تزئينات تالار هماهنگي دارند. در سطح يك متري از كف تالار سطوح ديوارها بصورت قاب با آئينه كاري تزئين شده و داخل اين قابها نقاشي شده اند. كليه تزئينات اين تالار از نوع شير شكري هستند كه در اكثر خانه هاي قاجار به چشم مي خورند. از ورودي خانه و در جهت غرب راه پله اي وجود دارد كه به زيرزمين منتهي مي شود. سقف هاي اين زيرزمين از نوع قوسي و بصورت 4 صفه هستند كه در قسمت هائي بصورت معقلي كار شده اند. در حال حاضر خانه زيبا و كوچك يداللهي در مالكيت دولت بوده و عمليات مرمت و بازسازي در آن انجام میگیرد. قزوینی ها آدرس: محله شهشهان از بناهاي دوران ناصرالدين شاه قاجار است. اين خانه كه تا اوائل دهه 1350 در مالكيت افراد بوده و بصورت خانه مسكوني مورداستفاده قرار مي گرفت به نام (خانه قزويني ها) معروف بود. ورودي فعلي خانه در انتهاي بن بستي به شكل دالان قرار گرفته كه ابتدا و انتهاي آن سرپوشيده است. در طول اين دالان طويل ديوار خانه كهكشاني قرار دارد كه به صورت مشبك آجري بازسازي شده است. اگر چه قدمت خانه كهكشاني با خانه قزويني ها يكي است، اما معماري اين خانه و تزئينات آن به ظرافت خانه قزويني ها نمي رسد. خانه كهكشاني داراي دو ورودي است كه يكي در ميدان شهشهان و ديگري در انتهاي راهرو ورودي خانه قزويني ها قرار گرفته است. از مقابل همين ورودي به خانه قزويني ها وارد و از طريق راهروي دهليز مانند به زيرزمين و حياط خانه مرتبط مي شويم. زيرزمين اين خانه در سه جانب شمالي، شرقي و غربي حياط اندروني قرار گرفته است. اين زيرزمين وسعت بسياري دارد،‌ مخصوصاً‌ در جبهه شمالي كه محوطه وسيعي به صورت يك فضا با سقف تخت وجود دارد. خانه قزويني ها داراي يك ورودي اصلي است كه در كوچه امام جمعه قرار دارد و دالاني طويل با فضاهاي مختلف خانه ارتباط برقرار مي شود. پس از عبور از اين دالان طويل در سمت راست به حياط خلوت مي رسيم. اين حياط خلوت با راهروئي كه داراي 2 خم است، حياط خلوت را به حياط خانه مربوط مي كند. در انتهاي اين راهرو هشتي بسيار زيبا و ساده اي خودنمائي مي كند كه از سمت راست به حياط اندروني مربوط مي شود. قسمت اصلي اين خانه اندروني است كه با حياط بزرگ و ساختمان هائي كه در چهار طرف آن قرار دارند بيشترين فضاي اين مجموعه را اشغال كرده اند. سالن اصلي خانه يا شاه نشين داراي پنجره ارسي و سه در بسيار نفيس است كه شيشه هاي رنگي و مشبك ريز نقش از عناصر اصلي و زيباي آن محسوب مي شوند. طاق اين سالن با مقرنس هاي گچبري شده پوشش داده شده است. در طرفين سالن درهائي است كه به اتاق هاي بزرگ مجاور راه دارند. اين درها نيز داراي شيشه هاي رنگي هستند. اتاق هاي سالن به صورت طاق و تويزه ساده و فاقد تزئينات هستند. در غرب خانه يك سالن پنج دري ارسي است كه داراي تزئينات آئينه كاري و گچبري است و طرفين آن با دو ايوان كوچك و دو اتاق سه دري فضاي جبهه غربي را كامل مي كنند. در مقابل جبهه غرب و در سمت شرق فضاهاي قرينه با جبهه غرب ساخته شده است. تنها تفاوت اين جبهه در تزئينات اتاق است كه فاقد آيينه كاري و نقاشي است. اما درب ارسي آن كامل و زيباست. در جنوب حياط سه ايوان كوچك براساس اصل قرينه سازي ساخته شده است. اين خانه در سال 1353 از طرف دولت وقت خريداري شده و در اختيار وزارت فرهنگ و هنر آن روز قرار گرفت. كه از همان زمان تعمير و بازسازي و مرمت آن شروع شد و به عنوان محل سازمان ملي حفاظت آثار باستاني مورد استفاده قرار گرفت در حال حاضر اين خانه زيبا و خانه كهكشاني محل اداره كل ميراث فرهنگي استان است پطروس يكي از خانه هاي زيباي جلفا خانه پطروس است. اين خانه كه در چهارراه حكيم نظامي قرار گرفته متعلق به پطروس ولي جانيان بوده است. وي يكي از تجار ثروتمند و مشهور جلفا بود كه به دليل صداقت مورد توجه اولياي دولت صفوي بود و در بين ارامنه از احترامي خاص برخوردار بود. طبق كتيبه اي كه در محل خانه موجود است اين بنا در سال 1668 ميلادي برابر 1046 هجري قمري در زمان سلطنت شاه صفي ساخته شده است. خانه پطروس از دو جبهه تشكيل شده كه در آن روزگار بوسيله باغي از هم جدا مي شده اند. يك قسمت براي فصل تابستان و قسمت ديگر براي ايام زمستان ساخته شده بود. ساختمان داراي دو طبقه است. طبقه همكف از يك اتاق مركزي و دو اتاق كوچك تشكيل شده است. در قسمت جنوبي ديوار اين اتاق تزئيناتي به شكل گچبري ديده مي شود. اين تزئينات شامل حجم هائي مانند كاسه، صراحي، و ظروف ديگر است. اين شيوه تزئينات در اتاقهاي كاخ عاليقاپو و برخي بناهاي ديگر به چشم مي خورند. در وسط اين اتاق حوض آبي وجود دارد كه از سنگ مرمر ساخته شده است. در ديوار جنوبي اين اتاق فرورفتگي ديده مي شود كه به جاي بخاري اختصاص داشته است. در بالاي اين بخاري ديواري بقاياي خطي كه به زبان ارمني نوشته شده به چشم مي خورد. در اين نوشته نام سازنده بنا ماتوس و سال تولد پطرس كه با لقب خواجه ناميده شده است آمده است. سال تولد او 1659 مي باشد. اتاقهاي طرفين تالار قرينه يكديگر هستند و در تزئينات آنها بخاري ديواري نيز وجود داشته است. طبقه فوقاني بيشتر از طبقه همكف آسيب ديده، بنابراين درباره آن اطلاعات كمتري مي توان به دست آورد. اما آنچه در اين طبقه كاملاً مشهود است قرينه سازي است. به طوري كه در همه قسمتها پله ها، راهروها، و طاقچه ها قرينه سازي به وضوح به چشم مي خورد. نقاشي هاي خانه خواجه پطروس كه به صورت نقاشي ديواري است شامل برگها و گلهاي زينت يافته بوسيله قطعاتي از طلا است. اين نقاشي ها با نقاشي هاي اتاقهاي داخلي كاخ چهلستون و نقاشي هاي چليپاي موجود در كاخ عاليقاپو شباهت تام دارند. ديگر نقاشي ها، منظره هائي از شكار هستند كه به مينياتور شبيه مي باشند و بالاخره تصاوير كوچكي از انسانها و مناظر طبيعت اين خانه نيز به دليل در برداشتن ويژگي هاي معماري دوران صفويه مخصوصاً تزئينات در اختيار دولت قرار گرفته و عمليات مرمت و بازسازي در آن در حال انجام ميباشد حاج مصورالملکی آدرس: خيابان آيت اله كاشاني، كوچه شهيد اصفهاني، كوي محله نو، بن بست پشت بيمارستان كاشاني اين خانه محل سكونت و زندگي مرحوم حاج محمدحسين مصورالملكي مشهور به مصور طراح، نقاش، شاعر و مينياتوريست بلند آوازه اصفهاني بوده است. اين خانه شامل فضاهاي متنوع و زيبائي است كه در چهار سوي به حياط مستطيل شكل قرار گرفته است. در ابتداي ورود به خانه جبهه جنوب شرقي بنا پايدار مي گردد. اين جبهه شامل تالاري است كه شاه نشين آن به ارتفاع دو طبقه در ميانه دو اتاق گوشوار قرار گرفته است. اين تالار با تزئينات گچبري رنگي،‌آينه كاري و مقرنس، زيباترين فضاي خانه است. در گوشه جنوبي خانه حوضخانه اي به شكل صليب به ارتفاع دو طبقه قرار دارد. در ميانه اين حوضخانه حوضي 8 گوشه قرار دارد و بر فراز آن نورگير زيبائي تعبيه شده است. اين حوضخانه با تزئينات متنوع گچبري و مقرنس، به زيبائي بنا مي افزايد. در شمال غربي خانه مجموعه ديگري است كه شامل تالاري كم ارتفاع و شاه نشيني زيبا و مهتابي وسيعي در طبقه دوم با ايواني كم عمق و ستون دار در انتهاي اين مهتابي مي باشد. جبهه هاي شمال شرقي و جنوب غربي خانه نيز داراي يك تالار در وسط و دو اتاق سه دري در طرفين مي باشند. نماهاي پيرامون حياط شامل تزئينات آجركاري در بالا و ازاره سنگي حجاري شده در پائين ديوارها هستند. ورودي اصلي خانه داراي سردر و هشتي مشترك با خانه هاي مجاور است كه پس از عبور از دو دالان به حياط مرتبط مي شود در مقابل تالار جبهه جنوب شرقي حوض بزرگي وجود دارد كه از سنگ ساخته شده است. خانه مصورالملكي علاوه برآنكه با اتاقهائي كه "... موزه اي از صنايع دستي است و آينه كاريها و پنجره هاي آلت بري و شيشه هاي رنگين دم طاووسي و نقاشي هاي ديواري و درهاي مزين ..." از شاهكارهاي هنري دوران قاجار به شمار مي رود. خاطره هنرمندي را در اذهان زنده مي كنند كه به اعتقاد اغلب هنرمندان و كارشناسان مسائل هنري به خصوص نقاشي از عصر صفويه تاكنون در ميدان هنرهاي گوناگون يكه تاز بود.       خانه يهوديان در جويباره خصوصيات خاص خود را داراست و آنها را از مساكن مسلمانان جدا مي كند. خانه هاي كليميان داراي اتاق هاي زيادي است. اغلب خانه هاي قديمي و كهنه كه تاريخ آنها حداقل به يك قرن قبل مي رسد به وسيله دالان هاي سقف كوتاهي به حياط راه پيدا مي كند و در ورودي آنها نيز فوق العاده كوتاه ساخته شده است. كوتاهي در ورودي موجب مي شد تا سواران دشمن نتوانند با اسب وارد منازل شوند و حتي براي ممانعت از ورود سربازان سواره دشمن به داخل كوچه ها درهايي به ورودي هر بن بست گذاشته اند كه نقش دروازه را داشته و در مواقع ناامني بسته مي شده است. در طول كوچه به چندين طاق كوتاه خشتي بر مي خوريم كه مانع ورود سربازان دشمن به داخل واحدهاي مسكوني بوده است. ارتفاع طاق اين گونه معابر حداقل ۱‎/۵ متر و حداكثر ۲‎/۵ متر است كه گاهي اتاقك ديده باني روي آن ساخته مي شد. يكي ديگر از عوامل طاق ها جلوگيري از گرماي تابستان و سرماي زمستاني بوده است. اصولاً اتاق ها را در اطراف حياط مي ساختند كه سقف آنها اغلب داراي طاق گنبدي شكل بوده و بيشتر از مصالح گل و خشت استفاده مي شده است. آب انبارهاي ساكن در زير يكي از اتاق هاي مسكوني بدون در نظر گرفتن جهات جغرافيايي ايجاد مي شده است ولي زيرزمين ها معمولاً زير اتاق هاي رو به شمال بوده است. در زيرزمين هاي خانه هاي يهوديان محلي به نام ميغوه وجود دارد . ميغوه مانند چاه يا حوض چهارگوش يا مستطيلي است كه كنار آن پلكان هايي وجود دارد و بيشتر براي انجام مراسم مذهبي از آن استفاده مي شود. ميغوه ها در گذشته درتمامي طول سال پر آب بوده اند اما با كاهش سطح آب هاي زيرزميني در حال حاضر بيشتر ميغوه ها خشك شده اند . به علت جريان داشتن آب سطح ميغوه ها هميشه خنك بود به همين علت از آنها به عنوان سرداب و محل نگهداري خوراكي هاي فاسدشدني هم استفاده مي شده است.   درخت چنار: اين درخت عمري طولاني دارد و در اصفهان به خوبي عمل آمده و رشد مي‌كند. عمر اين درخت گاهي به چندين قرن مي‌رسد. ارتفاع آن گاهي به بيش از 20 متر مي‌رسد و شاخه‌هاي انبوهي پيدا مي‌كند. برگهاي درخت چنار مانند كف دست پهن مي‌باشد، سايه آن بسيار لذّت بخش است و هواي اطراف خود را لطيف مي‌نمايد. چوب آن در نجاري مصارف زيادي دارد. قطر تنه اين درخت گاهي به بيش از دو متر مي‌رسد و به مناسبت رشد سريع، در باغها نزديك ديوارها، به صورت منظّم در فواصل زياد كاشته مي‌‌شود كه هر چند سال يكبار آن را كف‌بُر نموده، به فروش مي‌رسانند. ولي ديري نمي‌پايد كه مجدداً‌ رشد كرده و بلند مي‌شود. در اين قسمت چند نمونه از درختان چنار قديمي اصفهان را كه شهرت قابل توجهي دارند و قرنها دوام داشته‌اند، معرفي مي‌كنيم: چنار امام‌زاده اسمعيل: اين چنار در شرق خيابان هاتف قرار داشته است كه مربوط به زمان صفويه و در زمان شاه صفي كاشته شده ولي با كمال تأسف چندين سال قبل بريده شد. چنار گلدون: اين چنار مربوط به زمان صفويه است. مردم بومي و اهالي روستاهاي نزديك اين چنار كهن، به اين درخت اعتقاد قلبي داشته و جهت اجابت دعاي خود به آن پارچه مي‌بستند اين چنار كهن و مقدس نيز بريده شده و در حال حاضر وجود ندارد. چنار دستگرد: اين چنار در دستگرد خيار، واقع در جنوب غربي اصفهان كاشته شده كه مربوط به دوران صفويه و زمان شاه عباس است. درون تنة اين درخت قطور كه در طول قرون پوك شده، قهوه‌خانه ساخته بودند و مردم در ايواني كه در اطراف آن ساخته شده بود مي‌نشستند و به نوشيدن چاي و كشيدن قليان مي‌پرداختند. چنار زهران: اين چنار قطور و كهن كه شاخه‌هاي انبوهي دارد در روستاي زهران واقع در بلوك ماربين – از مناطق بسيار حاصلخيز غرب اصفهان – قرار دارد. براي حفاظت از آن اطراف اين چنار را بسته‌اند و اتومبيلها از دو طرف آن تردّد مي‌نمايند. اهالي اين چنار را به نام خواجه خضر مي‌نامند و معتقدند كه «صاحب كرامت» است. هنوز اين درخت كهن پابرجاست و مردم نسبت به آن احترام فراوان قائل هستند. اين چنار هم مربوط به دوران صفويه است. چنار باغ زرشگ: اين چنار مشهور در جنوب سي و سه پل و ابتداي خيابان چهارباغ بالا بوده و تا چند سال پيش هم وجود داشت. اين درخت مربوط به دوران صفويه بوده و به نام چنار شاه عباسي شهرت داشته است. قطر تنه اين درخت چنار بوده كه كارگران كارخانه داخل آن غذا و چاي طبخ مي‌كرده‌اند. چنار آپادانا: اين چنار كهن در خيابان آپادانا در مدخل كوچه‌اي در ضلع شمالي خيابان قرار دارد. قطر تنة درخت و شكافهاي عميق تنة آن حكايت از عمري طولاني و سوابقي ممتد دارد. چنار دارالبطيخ: اين چنار كهن مربوط به دوران صفويه و در محلّه بيدآباد – در منطقه شمال شهر – قرار داشته است اين درخت تاريخي به نام چنار لُرها نيز شهرت داشته است. چنار پاچنار: بعضي از قصبه‌هاي اصفهان كه در آن چنار شاه عباسي وجود داشته به مناسبت عظمت آن درخت، قصبه به نام پاچنار تغيير نام يافته است. از جملة اين قصبه‌ها سيچان را مي‌توان نام برد كه به علت وجود چند چنار قطور و كهن و شاخص از سيچان به پاچنار و يا پاچنار سيچان تغيير نام پيدا كرده است. اين قصبه قديمي و معروف در مشرق محلّه جلفا، كنار خيابان حكيم نظامي قرار دارد و بخش زيادي از سبزيجات اصفهان در زمينهاي زراعي و حاصلخيز اين محل توليد مي‌شود. علاوه بر چنارهاي ذكر شده چنارهاي متعدد ديگري در اطراف و اكناف اصفهان وجود داشته كه از قدمت بسيار برخوردارند، جمله در طول مسير چهارباغ از دروازه دولت به سمت جنوب تا دامنة كوه صفه چنارهاي قطور و بزرگي بوده كه متأسفانه تعداد زيادي از آنها در زمان حكومت ظل السلطان به طمع فروش چوب آن بريده شده و تعداد ديگري نيز به مناسبت احداث خيابانها و بناي خانه‌هاي مسكوني قطع گرديده‌اند.پس از درخت چنار، در بسياري از باغهاي بزرگ، درخت نارون – كه در لهجة اصفهاني به درخت «وِسك» هم شهرت دارد – كاشته مي‌شود. اين درخت ارتفاع چنداني ندارد ولي به علت وجود شاخه‌هاي زياد، داراي ساية بسيار مطلوبي است. شاخه‌هاي درخت مانند چتري بزرگ است كه احتياج به فضاي زيادي دارد. اين درخت معروف در اوايل بهار گلهاي زرد رنگي مي‌دهد كه به آن پولك يا اشرفي مي‌گويند و با نسيم ملايمي از درخت جدا شده،  در اطراف پراكنده مي‌شود. به همين مناسبت در معابر و منازل از اين درخت كمتر استفاده مي‌شود. از درختان ديگر اصفهان كبوده را مي‌توان نام برد. اين درخت كم قطر و بسيار بلند را بيشتر جهت كاربرد چوب آن براي مصارف نجّاري در بيشه‌ها و باغها مي‌كارند و گاهي چند هكتار زمين را به كاشتن اين درخت اختصاص مي‌دهند. گاهي ارتفاع اين نوع درخت به حدود 20 متر مي‌  رسد. از درختان ديگر اصفهان مي‌توان: زبان گنجشك، تبريزي، سمرقند، بيد، صنوبر و كاج را نام برد. ابزار معماری سنتی   کمچه: برای پهن کردن ملات استفاده می شود.   ماله (ایرانی): در انتهای صفحه واقع می شود، یک گونیا دارد و در قدیم به ماله سفت معروف بود. ماله و فنر بند کشی بیشتر از ماله مرغوب استفاده می شود و هر چه بیشتر کار کند از کار می افتد. ماله را بهتر است ابتدا به سیمانکار بدهیم تا از کار در آید و نازک و نرم و صیقل پذیر شود و به ماله پشته کشی و پرداختی تبدیل شود و لای جوراب های کهنه نگهداری می شد و روغن می زدند. بعد از این ماله، ماله الماس خوب است. ماله بند کشی برای دیواری که نیاز به نما سازی ندارد استفاده می شود. بنایی که فقط کارش بند کش است از تیغه بند کشی برای افقی ملات، بند عمود، بند عمودی، هرزه ملات استفاده می کند.   ماله چوبی (تخته ماله): هر چه طولش بزرگ تر باشد بهتر است و فقط برای سیمان کاری استفاده می شود.   فیتیله کش: مربوط به سنگ کاری است، که خودش سنگ را با ابزار می تراشد.   بند گود: ناودان   شاقول: وزنه سنگینی که به نخ بسته شده و بغل ستون قرار گرفته و دو خط موازی را با هم مقایسه می کند (در قدیم). قطر شاقول با ترکی باید برابر باشد. شاقول متشکل است از وزنه ای مخروطی شکل، نخ و ترکی (صفحه مربع شکل آهنی) که نخ از وسط ترکی عبور می کند و پیچی نخ را نگه می دارد. قطر دایره وزنه با طول ترکی باید برابر باشد. فاصله وزنه با دیوار در شاقول کردن را بادخور می گویند که باید ینگشت خود را زیر ترکی قرار دهیم.   سر سفتی کار: فاصله وزنه تا کار،وقتی که نخ از بالا به آجر چسبیده باشد و مخروط از آجر فاصله گرفته باشد.     سر وا افتاده: وقتی که نخ از بالا با آجر فاصله داشته باشد و مخروطی به آجر چسبیده باشد.   شمشه ملات: شابلنی برای تراز کردن ملات.   سنگ تراش: خش کاشی را برداشته و آن را صاف می کند.   فاصله نخ ریسمان کار تا آجر: باید باد خور باشد، که برابر است با حدود یک میلی متر. نخ و ریسمان باید سفت باشد و به اصطلاح زنجیر می بندند.   فرز: برای بریدن است و بر دو نوع است: 1) کلفت که برای ساب آهن به کار می رود  2) نازک که برای بریدن آهن به کار می رود. فرز انگشتی برای خط انداختن سنگ و پولیش دادن آن استفاده می شود که برای برش سنگ گرانیت با درجه سختی بالا از صفحه گرانیت باید استفاده شود.   مینی فرز: برای کارهای ظریف مثل پولیش سنگ استفاده می شود.   کمپکتور: دستگاهی است برای کوبیدن خاک تا محکم شود که دو نوع دارد: قورباغه ای و موضعی.   کف ساب: برای ساییدن موراییک و سنگ کف استفاده می شود.   انواع و ابعاد آجر: آجر سه قدی(5×10×15)، آجر نیمه (5×10×10)، آجر کلوکه (10×5×5)، آجر نیم لایی (20×10×5/2). همیشه دیوار با آجر سه قد شروع می شود.   هشتی گیر یا لاوند یا دندانه دار کردن دیوار: که معمولاً برای اتصال دیوار های متقاطع و یا برای ساختن دیوارهای طویل به کار می رود مجاز نمی باشد. هشتی گیر را می توان منحصراً برای اتصال تیغه ها به کار گرفت مشروط بر آن که درزهای بالا و پایین آجر چینی بعدی در محل هشتی گیر کاملاً با ملات پر شوند. در لاریز همیشه بندها پر می شوند که بندهای افقی با ملات پر می شوند و بندهای عمودی با هرزه ملات. شمشه ملات برای این است که هم ملات را تراز نگه دارد و هم ملات را عقب تر نگه دارد تا بعداً بتوان بند کشی کرد.   سنگ دایره یا صابونی: مکعبی شکل است و برای کاشی کاری استفاده می شود که تکه های کاشی را با گاز انبر می برد و با سنگ سوهان می زند.   روش به دست آوردن محل نصب لوستر: قطرهای سالن را رسم می کنیم، محل برخورد را پیدا می کنیم و با شاقول به سقف منتقل می کنیم که به این کار قپون کردن می گویند. -        ملاقه، کمچه، چکش لاستیکی، برس سیمی و دستگاه کاشی بری وسایل کاشی کاری هستند.   روش دوغاب ریختن: دوغاب از مخلوط ماسه، سیمان و آب به دست می آید. کاشی را نگه می داریم با ملاقه پشت کاشی را دوغاب می ریزیم.   روش چسب: از چسب مخصوص برای چسباندن کاشی ها استفاده می شود. - گونیای بنایی و گونیای فلزی برای آهنگری استفاده می شوند که هر چه گونیا بزرگتر باشد کار دقیق تر می شود.   سنگ مالون: سنگی است که حجم زیادی دارد و با چکش مخصوص در اندازه مختلف قواره می کنند. سنگ قرمز معدنش چالوس است. برای ابزار زدن سنگ از قلم استفاده می کنند. نوک کلنگ ها و تیشه ها از فولاد مرغوب استفاده می شود تا زود دمشان بر نگردد.   انواع سرند: سرند ریز برای سرند کردن گچ، سرند چشم بلبلی برای سرند کردن خاک، سرند چشم گاوی برای بتن.   انواع ملات: ملات ماسه سیمان، ملات باتارد و ملات ماسه و خاک رس.   آبخوره کردن: وسط ملات را باز می کنیم، آب می ریزیم و خوب هم می زنیم، با بیل چندین بار به هم می زنیم، سپس آبّ را اضافه می کنیم.   دیوار نیمه (دیوار تیغه، یک آجره، یک و نیم آجره و غیره): ابتدا جای که دیوار را بنا مبکنیم، یعنی بر کار، اولین آجر را می گذاریم. دقیقاً در بر کار. برای جایی که طول دیوار زیاد باشد از ریسمان کار استفاده می کنیم، طوری محکم می بندیم که با تلنگور صدای تار بدهد. از بر آجر سیمان را طوری می کشیم که با بادخور فاصله داشته باشد. در دو طرف آجر ریسمان کار را می بندیم و تراز می کنیم. از نبش، دیوار را می چینند. برای نما به آجر ضربه می زنیم تا طبله نکند. برای برگرداندن کار دوباره تراز می کنیم، ریسمان می بندیم و بعد گونیا می کنیم. برای گونیا کردن از قضیه فیثاغورس نیز می توان استفاده کرد. برای رج بعدی شمشه ملات را روی کار قرار می دهیم و ملات می ریزیم. با گوشه کمچه دو طرف ملات را صاف می کنیم که در امتداد کار شره نکند و برای بند کشی مزاحم کار ما نشود. دپو کردن آجر به معنی تنظیم کردن آجر توسط شاقول است. پیوند یک دوم یعنی هرزه ملات پایین و وسط آجر بالا قرار گیرد.   ساخت خشت ابتدا خاک را با آب مخلوط می کنند و خوب ورز می دهند و به صورت گلویی در می آورند و بعد روی زمینی که می خواهند خشت ها رویش باشد را کاه و یا از خاک سرند شده استفاده می کنند تا هم به زمین نچسبند و هم زیرشان ترک نخورد. داخل استامبولی آب، کاه می ریزیم سپس قالب را داخل آب خوب خیس می کنیم و روی زمین می گذاریم. گل را داخل آن ریخته و خوب می مالیم و کاملاً داخل قالب فشار می دهیم سپس روی آن کمی کاه می مالیم و بعد قالب را به آرامب بر می داریم. خشت ها را باید دپو کنیم، یعنی بعد از خشک شدن به صورت ایستاده کنار چند خشت تخت قرار می دهیم تا بین آنها هوا بخورد و خشک شود (تقریباً شبیه هزار پا).   آهک: ممکن است در طول زیاد بترکد. آهک را در داخل حوضچه هایی می ریختند و به آن آب می بستند و از آب آهک استفاده می کردند و یا آهک را کف پی می ریزند و به آن آب فراوان می دهند، به هم می زنند و بعد بقیه مواد را می ریزند که باعث می شود زمین محکم شود. اگر چوب، گچ و یا کاغذ داخل شفته باشد مقاومتش کم می شود زیرا باد میکنند و شفته را می ترکانند. سنگ لاشه داخل شفته بسیار مناسب است زیرا شکسته است و درگیری آن بیشتر است.   ملات ماسه آهک: ماسه+ آهک+ کمی خاک رس برای ملات بین آجرها که حتماً باید سرند شود و از سرند بین شش الی ده میلی متری بگذرد. برای دیوار حمام که از سنگ است از گل آهک استفاده می شود و روی آن به جای سیمان از ساروج استفاده می کردند که بسیار محکم می شد. بارطوبت حمام سفت می شد.   ملات ساروج: موی بز+ آهک+ ماسه (ترجیهاً ماسه بادی). وقتی که پرداخت شد به صورت دانه های ریز می شود.   تراش سنگ مالون سبز: برای تراش از سنگی استفاده می شود که تراش خور خوب داشته باشد که بزرگ ترین چکش برای این کار پتک است که برای سنگ های بزرگ استفاده می شود. اگر بخواهیم از سنگ نما بگیریم و یا مالون را منظم بتراشیم و یا حتی غیر منظم، باید از یک کاغذ، مقوا برای الگو استفاده کنیم و روی سنگ بگذاریم و با گونیا خط بکشیم. پهنای سنگ ثابت و طول آن متفاوت است. به کمک چکش بغل خط را می پرانیم. دقت کار به این است که خط بماند و از بین نرود. -   ارزان ترین سنگ چینی لاشه چینی است، یعنی سنگی را می گذاریم بغل آن سنگی که از لحاظ زاویه به آن بخورد و با ملات بین آنها را پر می کنیم.   سنگ تراول تن: رنگ های زیادی دارد و در نما استفاده می شود و چکش خور خوب دارد. چون این سنگ تخلخل زیادی دارد باعث می شود با ماسه سیمان درگیری پیدا کند و طبله نکند. برای چیدن دیوار سنگی ابتدا نخ را در سیمان می بندیم و شمشه ها را با گچ دستی محکم می کنیم. سنگ ها را کنار هم می گذاریم و ملات ماسه سیمان می زنیم تا سفت شود. سر بافت داده یعنی هر چه بالاتر می رویم دیوار عقب تر می رود و وزن خاک کمتر می شود برای همین هم دیوار لاغرتر می شود و این استحکام دیوار را بیشتر می کند. وقتی دیوار چیده شد هر روز آب می گیریم تا کاملاً سفت شود.   گچ سازی: بر دو نوع است: گچ سفید دستی و گچ عسلی. گچ سفید دستی به گچی گفته می شود که به محض این که ساخته شد از آن استفاده شود و از مشت نریزد که برای واداشتن شمشه ، واداشتن سنگ پلاک بزرگ و برای نصب چارچوب و پنجره و در و برای کوبیدن شمع از آن استفاده می شود. برای ساخت گچ ابتدا آب می ریزیم و بعد گچ را روی آب می پاشیم. اگر یک دفعه گچ را روی آب بریزیم گچ خفه می شود که این نوع گچ سفت ترین گچ دستی می باشد.   گچ و خاک دستی: قبل از ساخت ابتدا گچ و خاک را به میزان یک به یک تا خشک است با هم مخلوط می کنیم و چندین بار از سرند عبور می دهیم تا کاملاً مخلوط شود. از گچ و خاک در طاق ضربی و دیوار هایی که جنبه نما یا گری دارد (دیوار گری دیواری است که بعداً رویش نما کار می شود).   گچ عسلی: به غلظت عسل است و به زدن خیلی مهم است که هر چه بیشتر گچ را ورز دهیم به گچ کشته تبدیل می شود. در گچ عسلی یک بار ورز می دهند و سریع استفاده می کنند که برای کاشی کاری، پشت طاق ها تا هرزه ملات را پر کند. روی گچ و خاک و کاهگل آستر و رویه می کردند که آستر به ضخامت تقریبا یک سانتیمتر است.ساده مالی یا دو گچه شامل آستر ور ویه است .گچ شل تر از گچ عسلی درست می کنیم و سه بار ورز می دهیم . مقدار گچ و آب در آستر و کشته و گچ بری و ابزار یکسان است ولی در آستر گچ را الک نمی کنند ، برای چهارلیتر آب سه کیلو گچ یا سه مشت گچ کافیست باراول ورز می دهیم دانه های سنگین ته نشین می شود و دوغاب بالا می ماند بار دوم ورز می دهیم همه مخلوط می شود بار سوم ورز می دهیم و استفاده می کنیم. برای گچ کشته گچ را الک می کنند که از الک تخت استفاده می کنند بعد آب می ریزند و گچ را اضافه می کنند و مدام مخلوط می کنند تا سفت شود تا جائی که احساس شود سف تر از آن نمی شود. گچ کشته به خوی خود نمی گیرد بلکه باآستر می گیرد. زیرکاررا تمیز انجام می دهند و آستر و کشته را یکی می کنند یعنی یکدفعه انجام می دهند. از ماله PVC  استفاده می کنند اگر یک بار آستر و کشته را بزنیم باید سرعت عمل بالا باشد این کار اقتصادی تر است و اگر به دیوار تکیه دهیم گچی نمی شویم در حالی که اگر کشته را جدا بزنیم به دیوارکه تکیه دهیم گچی می شویم. آرک را به کمک میل گرد به صورت سقف کاذب با سیم رابیت می زنیم بعد گچ و ابزار را می زنیم. برای لکه گیری دیوار از گچ عسلی استفاده می کنیم .   ابعاد خشت ابعادخشت 20×20 - 25×25 خشت را که زدیم برای چیدن دیوار پیوندهای خشتی تقریباً شبیه پیوندهای آجری است. برای نیمه، خشت را نصف می کنیم که یا بعداً می بریم یا از اول قالب را وسطش خط می گذاریم خشت که آماده شد می توانیم با ملات که فقط گل رس بوده در قدیم دیوار را بچینیم در دیوار یک خشتی باید پیوندها از نیمه شروع شود. برای اینکه دیوار سبک باشد و عایق صدا باشد از خشت به صورت مجوف استفاده می شد که امروزه از آجر مجوف (سوراخ دار) استفاده می شود. برای دیوار دوخشته چیزی حدود 45 سانتیمتر هرزه ملات می گذارند. دیوار به صورت یک خشته هم چیده می شود. در گذشته دیوار را به صورت صندوقه یا گربه رو می چیدند یعنی یک خشت می گذاشتند و 2 تا عمودی روی آن بعد یکی دیگر به صورت افقی روی آن قرار می دادند که این نوع دیوار ها سبک تر بوده و مصالح کمتر می برده و برای سقف شیب دار  استفاده می شده، با خود وزن خشت  ضربه می زدند به ملات که حدود یک الی سه سانتیمتر بوده بچسبد برای راحتی کار از کمچه هم استفاده می شده که یک مقدار ماسه هم به خشت می زدند تا بهتر بچسبد. در دیوار دوخشته چهار طرف نما می دهد در خشت تراز نمی کردند در دو خشته یک بار درسته لبکار است و بار بعد وسط کار می افتد آجر مجوف، هپلکس و غیره سبکند و سرعت عمل بالاتر است در دیوار صندوقه هرچقدر که چیدند با یک خشت در آن را می بستند البته پیوندها رعایت می شده. در شیب بندی پشتبام  با شیب زیاد که سقف سنگین نشود از صندوقه استفاده می شود که ملات مورد استفاده در دیوار صندوقه گچ و خاک بوده است .   ستون: در ستون رج اول که بنا شد شاقول را بالا می بریم و آن وقت  است که نخ عمودی (قپان) می بندند تارجهای بعدی صاف بالا بیاید با چهارتا شمشه که در چهار طرف کاملاً  فیکس شده ستون را تا بالا صاف می آوریم.   آجر . د وست قدیم معماران آجر د وست قدیم معماران  اصفهانی همانگونه که در بین النهرین خاک مناسب فن آجر سازی را گسترش داد . در ایران نیز فراوانی این خاک استفاده از آن را متداول کرد و موجب مهارت بسیار معماران ایرانی نیز در فن ساخت آجر و کاربرد آن شد .. ویژگی فیزیکی و شیمیایی آجر از یک سو و تولید آسان و سازگاری آن با طبیعت این سرزمین از سوی دیگر زمینه را برای کاربرد فراوان ان در معماری ایران مهیا ساخت . هر چند نقش آجر در معماری امروز ایران به لحاظ تحول در شیوه های ساخت و ساز و احداث ساختمانهای بلند مرتبه . کم رنگ شده هیچ گاه فراموش نمی گردد و کم و بیش این ماده در ساخت نما استفاده میشود . این پایبندی و استفاده مکرر از آجر در معماری ایران را باید اضافه بر مقاومت و پایداری آجر از ارزشهای زیبایی شناسی آن دانست به طوریکه پوشش آجر بر قامت بنا . آن را اصیل متین و بردبار و استوار نشان میدهد . رنگ اخرایی آجر به ویژه در زمینه آسمان آبی ایران زیبایی چشمگیری خلق میکند که کمتر میتوان مشابه آن را در سایر مصالح به کار رفته در ساختمان و به ویژه مصالح جدید دید . خشت و آجر از گدشته های بسیار دور مونسانی صبور برای مردمان این مرز و بوم هستند و خاطره روز های تلخ و شیرین را در خود دارند . کمتر کسی را میتوان سراغ داشت که از بوی عطر خشت در کوچه های باران خورده به وجد نیاید ... چرا که هنوز چندان از خاطره روزهای تلخ و شیرین را در خود دارند . کمتر کسی را میتوان سراغ داشت که از بوی عطر خشت و آجر در کوچه های باران خورده به وجد نیاید . چرا که هنوز چندان از خاطره روز هایی که آجر فرش حیاط هر بعد الظهر تابستان آب پاشی میشد تا اهالی خانه را برای نوشیدن چای عصر گرد هم آورد .  دور نشده ایم هر چند صنعت آهن و شیشه ما را واداشته است تا بر این همسفر تاریخی مان بی مهری روا داریم هنوز میل طبیعیمان تکیه بر دیوار آجری است .. شناسایی آجر مرغوب .. اجر با منظور های مختلف در ساختمان مورد استفاده قرار میگیرد و به عنوان یک ماده پر کننده جرزها پوشش سقف یا کف تزیین نما و یا سطوح بام . از این رو آجر ها با کیفیت و ویژگی های متفاوت تهیه میشوند که برخی از درجه مرغوبیت زیادی برخوردارند و میتوانند فشار زیاد را تحمل کنند و باربر باشند . برخی دیگر به عنوان نماساز بنا کاربرد دارند و ویژگی های رنگی یا بافت سطحی در آنها از اهمین خاصی برخوردار است . آجر های مورد استفاده در قسمت هایی که فشار باربر آنها زیاد نیست تنها نقش پر کننده در بنا را دارند . بدیهی است که مصرف کننده با توجه به ویژگی های محل مصرف اقدام به تهیه آجر مورد نیاز میکند .     سنگ روی سنگ معنای یك سنگ اگر روی سنگ دیگر بند شود تنها این نیست كه خانه ای ساخته شود تا در خور نشستن باشد، سقفی بر چار دیواری جای بگیرد تا پناه و نشیمن آدمی از گزند سرما گرمای روزگار باشد. هر خشت كه بر خشت دیگر جای می گیرد، نشانه ای آشكار می شود از نقش سرزمینی كه مردمانی با باور ها و سنت های خاص در آن زندگی می كنند. همین نقش هاست كه از دیروز تاریخ تا امروز به یادگار مانده تا پیوند ما با خاك این سرزمین در نقش خشت ها و آجر ها حفظ شود؛ خشت ها و آجرهایی كه در گذر شتابناك امروز به آینده ارتباط خود را با سنت معماری ایرانی ما از دست داده و جور دیگری روی هم بند می شوند. اینجاست كه می توان از نقش ساختمان های بی روح در شهرهای خود گلایه كرد. اینجاست كه نمی توان به این ملغمه ای كه در ساخت و ساز امروزی راه یافته نام معماری ایرانی نهاد. هر نام دیگری كه بر روی این سازه های عجولانه بگذاریم چیزی از تلخی این گزاره كه ساختمان های كشور به لحاظ معماری فاقد هویتند، كم نمی كند. ساخت و سازهای شهری كه روز به روز بر تعداد ساختمان های آن افزوده می شود، این روز ها آینه تمام نمای سبك و سیاق های متنوعی است. با این حال می توان ادعا كرد كه در این همه بنا تنها چیزی كه به چشم نمی آید هنر ایرانی است. هنری كه روزگاری با بنا ها و سازه های زیبایش یكی از نمایندگان هویت ایرانی- اسلامی به شمار می آمد. كافی است سری به شهرهای تاریخی كشور بزنید تا با تركیب واقعی عناصر هویتی در آثار معماری آشنا شوید. از مساجد كوچك و بزرگ گرفته كه راز ورزی اندیشه معنوی را در خود جای داده تا باغ ها و كوشك هایی كه هر یك به زیبایی نماینده روح ملی در معماری تاریخی این سرزمین بوده اند. كاشی كاری یكی از روش های دلپذیر تزئین معماری در تمام سرزمین های اسلامی است. تحول و توسعه كاشی ها از عناصر خارجی كوچك رنگی در نماهای آجری آغاز و به پوشش كامل بنا در آثار تاریخی قرون هشتم و نهم هجری انجامید. در سرزمین های غرب جهان اسلام كه بناها اساسا سنگی بود، كاشی های درخشان رنگارنگ بر روی دیوارهای سنگی خاكستری ساختمان های قرن دهم و یازدهم تركیه، تأثیری كاملا متفاوت اما همگون و پر احساس ایجاد می كرد. جز مهم كاشی، لعاب است. لعاب سطحی شیشه مانند است كه دو عملكرد دارد: تزیینی و كاربردی.كاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معماری مزین به كاشی می شوند بلكه به عنوان عایق دیوارهای ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل می كنند. تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت كاشی كاری نداریم. در حفاری های شهر سامرا، پایتخت عباسیان، بین سالهای ۸۳۶ تا ۸۸۳ میلادی بخشی از یك كاشی چهارگوش چند رنگ لعابدار كه طرحی از یك پرنده را در بر داشته به دست آمده است. شبستان گنبد دار مسجد جامع قزوین (۵۰۹ ه .ق) شامل حاشیه ای تزئینی از كاشی های فیروزه ای رنگ كوچك است و از نخستین موارد شناخته شده ای است كه استفاده از كاشی در تزئینات داخلی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد. در قرن ششم هجری، كاشی هایی با لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روز افزون رو به رو گردیده و به صورت گسترده در كنار آجرهای بدون لعاب به كار گرفته شدند. تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت كاشی ها گل بود اما در قرن ششم هجری، یك ماده دست ساز كه به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است، معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت. در دوره حكومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن هفتم هجری، تولید كاشی توسعه خیره كننده ای یافت. مركز اصلی تولید، شهر كاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف كاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تكنیك ساخت، در این شهر تولید می شد. قالبریزی برخی از كاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی كه برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئین می شدند. تكنیك استفاده از لعاب تك رنگ، ادامه كاربرد سنتهای پیشین بود اما در دوران حكومت سلجوقیان، بر گستره لعاب های رنگ شده، رنگ های كرم، آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی- كبالتی- نیز افزوده گشت. لعاب زرین فام كه آن را دو آتشه می خواندند، رایج ترین و معروف ترین تكنیك در تزئینات كاشی بود. مراحل كار به این شرح بوده كه پس از به كارگیری لعاب سفید بر روی بدنه كاشی و پخت آن، كاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجددا در كوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شیء درخشان فلز گونه ای در می آمده است. ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری، تنها مدت كوتاهی بر روند تولید كاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع كاشی از حدود سال های ۶۵۴-۶۴۲ ه .ق بر جای نمانده است. پس از این سال ها، حكام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود كرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی، احیای صنعت كاشی سازی بود. با رو به زوال نهادن حاكمیت ایلخانیان در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید كاشی پایان یافت. كاشی های معرق تك رنگ و نه چندان نفیس در رنگ های متفاوت جانشین قاب های عظیم زرین فام و كتیبه ها شدند. با توجه به وقت گیر بودن نصب كاشی های معرق، در اواخر قرن نهم هجری تكنیك ارزان تر و سریع تری با نام هفت رنگ، جایگزین آن شد. این تكنیك، تركیب رنگ های مختلف و متعددی را بر روی كاشی ممكن ساخته بود. همچنین در چنین شیوه ای، رنگ ها مجزا بوده و درون مرزهای یكدیگر نفوذ نمی كردند؛ زیرا توسط خطوط رنگینی مركب از منگنز و روغن دنبه از یكدیگر جدا می شدند. در بسیاری از بناهای تیموریان شاهد رواج مجدد كاشی كاری به شیوه هفت رنگ هستیم. مساجد و مدارس صفویه به طور كلی با پوششی از كاشی ها در درون و بیرون بنا تزیین شده اند. در عصر صفویه، كاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب كاشی های چهارگوش درون قاب های بزرگ، منظره ها یی بدیع همراه با عناصر پیكره ای و شخصیت های مختلف، به وجود آورد. در قرن دوازدهم هجری، با روی كار آمدن زندیه عمارت سازی در اندازه های جاه طلبانه به ویژه در شیراز، پایتخت زندیان، از سر گرفته شد و به همین دلیل، جنبش جدیدی در صنعت كاشی سازی پدید آمد. در این عصر، تصاویر كاشی ها با نوعی رنگ جدید صورتی كه در دوران حكمرانی قاجار نیز استفاده می شده، نقاشی می شوند. صنعت كاشی سازی اسلامی در دوره هایی از پورسلین- ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ- تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات، ساخت كاشی هایی با لعاب سفید و طرح های آبی است


برچسب‌ها: خانه های سنتی شهر اصفهان

آخرین مطالب

 
» تصاویر طراحی اتاق نشیمن ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» عکس هایی از طراحی اتاق خواب ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» طراحي نماي ساختمان ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟ ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» فضاهای نمایشگاهی ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» دكوراسيون مدرن ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» عناصر یک اتاق خواب رمانتیک ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» دكوراسيون اتاق انتظار ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» طراحي اتاق كودك ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» دكوراسيون داخلي منزل ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» دكوراسيون آشپزخانه ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» تغيير دكوراسيون تغيير فصل ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )

درباره ما


احمد رضا یزدانی ٍ به نام یگانه معمار هستی

ایمیل : ahmadreza_rosta@yahoo.com